باران مموش من و هادیباران مموش من و هادی، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره

باران موش اوچولوی آمون جون و امون جون

چهارمین ملاقات با دکتر

امروز 24 شهریور وقت دکتر داشتیم با بابا هادی رفتیم اون روز هرچی سوال داشتم از دکتر پرسیدم سرما هم خورده بودم دکتر بهم قرص داد بعد هم معاینم کرد و گفت بزار صدای قلبشو بشنوم مامانی ضربان قلبت 143 بود وای که چقدر گوش دادن به صدای قلبت لذت بخشه مامانی وقتی خانوم دکتر داشت صدای قلبتو چک میکرد گفت چقدر این ووروجک تکون می خوره منم گفتم آره دیگه به خاطر همینه که من تکوناشو حس میکنم
20 آبان 1392

سفارش تخت و کمد باران جونمممممممممممم

 نفس مامان نمی دونی چقد برای تخت و کمد گشتیم از هیچ کدومشون خوشمون نمیومد یافت آباد رفتیم دلاوران رفتیم اما هیچی به هیچی یه روز با بابا هادی رفتیم میلاد نور طبقه آخر شرکت بالسا اونجا شعبه داشت از مدل popo خیلی خوشمون اومد خلاصه بعد از کلی تحقیق تصمیم گرفتیم که این مدل و بگیریم از طرف دیگه هم روز 21 شهریور نمایشگاه بین المللی نمایشگاه مادر وکودک بود اونجا اتفاقی شرکت بالسا رو دیدیم تصمیم گرفتیم همونجا قرارداد ببندیم قرار شد 30 مهر برامون تخت وکمد و بیارن مبارکت باشه عشق مامان                مدل تخت وکمد نفسمم اینه      ...
20 آبان 1392

سوغاتی خاله فریبا

بارنم مامانی عاشقتمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا قشنگم تاراو تینا اومدن ایران خاله فریبا هم برای شما سوغاتی فرستاده اما اون موقع هنوز نمیدونستیم که شما پرنسس مامانی به خاطر همین لباسش پسرونس اما خیلی خوشگله مبارکت باشه عشقم ...
16 آبان 1392

لباس زنبوری

سلام بارانم خوبی مامانی ؟ قشنگم یه روز پنجشنبه 29 مرداد یه کم دلم گرفته بود می خواستیم با بابا هادی بریم بهار یه چیز کوچولو واسه شما بخریم اما نرسیدیم شب که بابا هادی اومد خونه گفت امون جونم چشماتو ببند منم که از همه جا بی خبر بودم یه دفعه چشمامو باز کردم دیدم روی میز یه بادی خوشگل با یه سرهمی با چندتا شاخه گله نمیدونی چقد خوشحال شدم من عاشق بابا هادیم که نمیزاره یه کوچولو هم ناراحت باشم مرسی نفسمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم اینم عکس لباس زنبوری بارانم ...
16 آبان 1392

سومین ملاقات با دکتر (چهارمین سونوگرافی)

امروز 23 مرداد سومین وقت ملاقات با دکتر بود با بابا هادی رفتیم طبق معمول یه کم شلوغ بود وقتی رفتیم تو دکتر گفت که باید آزمایش غربالگری دوم و انجام بدی خودش همونجا سونوگرافی کرد و گفت طول دهانه ی رحمم خوبه و نینی هم دختره دوباره کلی کیف کردم بارانم آخه دیدمت دکتر همه ی اجزای بدنتو اندازه گیری کرد و گفت نینی یه کم تپله آخ جون بارانم تپلههههههههههههههههههههههه بعدش آزمایش نوشت که رفتیم آزمایشگاه نیلو انجام دادیم 28 جوابش اومد اینم عکس آزمایش و سونو   ...
5 آبان 1392

تولد مامان ندا

بارانم عشقه مامان 17 مردادتولد منه خونه ی عمو مهدی اینا یه تولد کوچولو گرفتیم واسه بارانه قشنگمم شمع گذاشتم آخه 4 ماهش شده پرنسس مامان اینم کیکمون   این کاپشن خوشگلم عمو مهدی و خاله ندا برای باران جونم خریدن ...
5 آبان 1392

تعیین جنسیت موش اوچولو

سلام وروجکم امروز یعنی 12 مرداد با بابا هادی رفتیم سونوگرافی دکتر حمدی پور که مطمین بشیم شما دختر قشنگه مامان وبابایی وقتی رفتیم تو دراز کشیدم دکتر سریع به منشی گفت بنویس دختر وای برای بار دوم گل از گل من و بابا هادی شکفت خدا جونم شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت پرنسسم بی صبرانه منتظر اومدنتیم قشنگم اینم عکس ضربان قلب شماست جیگیلیه من آقای دکتر گفت که شما 14 هفته و 3 روزته ...
5 آبان 1392